معنی تیرهمیغ
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) میغ سیاه و تیره. ابر سیاه و ظلمانی : جهان چون شب بهمن از تیره میغ چه ابری که باران او تیر و تیغ.فردوسی. چو برق درخشنده از تیره میغ همی آتش افروخت از هر دو تیغ. فردوسی (از اسدی).
کلمات همقافیه با «تیرهمیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر