معنی تیرهمغز
7 بازدید
[ رَ / رِ مَ ] (ص مرکب) تیره باطن. سیاه درون. تیره و سیاه نهاد: بدین هندسه ز آهن تیره مغز برافروخت شاه آن نمودار نغز. نظامی (از آنندراج). || احمق و کودن. (ناظم الاطباء). رجوع به تیره شود.
کلمات همقافیه با «تیرهمغز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر