معنی تیرهفام
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) تاریک و سیاه رنگ. تیره رنگ. تیره فش : هوا تیره فام و زمین تیره گشت دو دیده در او اندرون خیره گشت. فردوسی. به پند منادی نشد شاه رام به روز سپید و شب تیره فام.فردوسی. من این کرده وز شب جهان تیره فام که داند که من که و راهم کدام. اسدی (گرشاسب نامه). سپهبد چو دید آسمان تیره فام بزد بر سر اسب جنگی لگام. اسدی (گرشاسب نامه). جویست و جر پردهٔ عبرت ز دردها ره پر زجر و جوی و هوا سرد و تیره فام. ناصرخسرو (دیوان ص ۲۶۰). || کنایه از شب : به گوهر فروزد دل تیره فام مگر شبچراغش از اینست نام.نظامی.
کلمات همقافیه با «تیرهفام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر