معنی تیرهتن
6 بازدید
[ رَ / رِ تَ ] (ص مرکب) سیاه اندام. کالبد سیاه و تاریک : پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن و تیزتاز.فردوسی. فرزند تو این تیره تن خامش خاکی است پاکیزه خرد نیست نه این جوهر گویا. ناصرخسرو. رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیرهتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر