معنی تیرخورده
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) زخمی با گلوله و یا تیر. (ناظم الاطباء). خسته شده از تیر کمان یا گلوله. مجروح و زخمی شده از تیر. کسی که از تیر خسته شده باشد. - خرس تیرخورده یا خوک تیرخورده؛ توصیف دشنام گونه ای است از بدخلقی و غضبناکی شدید کسی: فلان مثل خوک تیرخورده وارد مجلس شد و...
کلمات همقافیه با «تیرخورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر