معنی تیراژه
7 بازدید
[ ژَ / ژِ ] (اِ) قوس قزح. (اوبهی) (فرهنگ رشیدی) (برهان) (فرهنگ جهانگیری) (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۵۲۹) (ناظم الاطباء). آزفنداک. نوشه. انطلیسون. کمر رستم. کمردون. طوق بهار. قوس قزح. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). توسه. رخش. سریر. سدکیس. قالیچهٔ فاطمه. کمان رستم. (یادداشت ایضاً). رجوع به تیرازه و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «تیراژه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژه» برای سرودن شعر