معنی تیاسر
5 بازدید
[ تَ سُ ] (ع مص) بهره کردن گوشت جزور را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تقسیم کردن گوشت میسر میان خود. (از اقرب الموارد). || آسان گرفتن با یکدیگر. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال: تیاسروا فی الصداق؛ ای تساهلوا فیه و لاتغالوا. (اقرب الموارد). || به سوی چپ گرفتن، خلاف تیامن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ذوالیمینین و ذوالیسارین شود. || (اصطلاح نجوم) نزد منجمان آن است که چون کوکب را قبول در وند رابع بود، مطرح شعاع هر دو تسدیس و تربیع تحت الارض باشد. و این دلیل ضعف و نحوست قوی است. و آن کوکب را ذوالیسارین خوانند. (از کفایةالتعلیم) (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «تیاسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر