معنی تگ و پوی
5 بازدید
[ تَ گُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) تک و پوی. تاخت و دو. تکاپو. دویدن و رفتن با شتاب: در اثنای آن تگ و پوی و جست و جوی بر در وثاق ماهرویی گذشت. (سندبادنامه ص ۲۳۶). و شاهزاده از جست و جوی و اسب از تگ و پوی فروماند. (سندبادنامه ص ۲۵۳). || جستجو و تفحص. تک و پوی. تکاپوی : هزارگونه غم از هر سویی است دامنگیر هنوز در تگ و پوی غم دگر می گشت. سعدی.
کلمات همقافیه با «تگ و پوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر