معنی تگ و تاز
5 بازدید
[ تَ گُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) تگاپوی. تاختن و دویدن. (فرهنگ رشیدی). دویدن و تاختن. (آنندراج): پای در دامن قناعت گیر تا نسوزی به آتش تگ و تاز.صائب. نفست از طول امل چند بود در تگ و تاز رسن این سگ دیوانه کنی چند دراز. واعظ قزوینی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تگ و تاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر