معنی تگدی
6 بازدید
[ تَ گَ دْ دی ] (اِ) گدایی و دریوزه گری. (ناظم الاطباء). گدیه کردن. (آنندراج): به چهارسوی تگدی چو مشتری کردن نهاده ست شب و روز پای دکانش. شفائی (از آنندراج). رجوع به تکدی شود.
کلمات همقافیه با «تگدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر