معنی تکیه کردن

معنی تکیه کردن

22 بازدید
[ تَ یَ / یِ کَ دَ ] (مص مرکب) اعتماد کردن. (ناظم الاطباء): مکن تکیه بر گرز و کوپال خود بدزد از کمند گوان یال خود.فردوسی. ز مرگ امن مجوی و به عمر تکیه مکن به سیم دین مفروش و ز دیو عشوه مخر. ناصرخسرو. طلب صحبت خسان نکنی تکیه بر عهد ناکسان نکنی.سنائی. سخن اندر زر است خاقانی تو همه تکیه بر سخن کردی.خاقانی. گر توکل می کنی در کار کن کسب کن پس تکیه بر جبار کن.مولوی. مکن تکیه بر دستگاهی که هست که باشد که نعمت نماند بدست.(بوستان). مکن تکیه بر ملک و جاه و حشم که پیش از تو بوده ست و بعد از تو هم. (بوستان). یقین دیدهٔ مرد بیننده کرد شد و تکیه بر آفریننده کرد.(بوستان). هرکه با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باش تکیه بر هستی مکن در نیستی مردانه باش. سعدی. عقل را پنداشتم در عشق تدبیری بود من نخواهم کرد دیگر تکیه بر پندار خویش. سعدی. تکیه بر اختر شب گرد مکن کاین عیار تاج کاوس ربود و کمر کیخسرو.حافظ. بر جهان تکیه مکن گر قدحی می داری شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان. حافظ. سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن ای جهاندیده ثبات قدم از سفله مجوی. حافظ. || پشت دادن. (ناظم الاطباء). اتکاء: بر مراد خویشتن گویی همی در دین سخن خویشتن را شفته گشتی تکیه کردی بر هوا. ناصرخسرو. هر کس که بر هوای دل او تکیه می کند تکیه مکن بر او که هواجوی خود هواست. ناصرخسرو. و تکیه بر استخوان توده کرده. (کلیله و دمنه). تو آن یگانهٔ دهری که بر وسادهٔ حکم به از تو تکیه نکرده ست هیچ صدرنشین. سعدی. درآید چون خیال خیل مژگان تو در خاطر کنم گه تکیه بر شمشیر گه بر خنجر آسایم. باقر کاشی (از آنندراج). || آسایش نمودن و راحت کردن. (ناظم الاطباء). استراحت کردن. خفتن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): درویش محمد زاهد با من بود تکیه کرده بود و در آن حال روح من از قالب بیرون آمد. (انیس الطالبین بخاری ص ۲۲). حضرت خواجه در حجرهٔ آن درویش تکیه کرده بودند. (انیس الطالبین ص ۱۵۲). و خواجه تکیه کرده بودند. ساعتی گذشت، حالت با هیبتی در خواجه پیدا شد. (انیس الطالبین ص ۱۷۸).

کلمات هم‌قافیه با «تکیه کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید