معنی تکیه زدن

معنی تکیه زدن

5 بازدید
[ تَ یَ / یِ زَ دَ ] (مص مرکب) تکیه دادن. تکیه کردن. (ناظم الاطباء). پشت دادن : من فریفته گشته، به جهل تکیه زده به قول جعفر و زید و ثنای خیل و خول. ناصرخسرو. ای زده تکیه بر بلند سریر بر سرت خز و زیر پای حریر.ناصرخسرو. عطسهٔ تست آفتاب دیر زی ای ظل حق مسند تست آسمان تکیه زن ای محترم. خاقانی. مزن تکیه بر مسند و تخت خویش که هر تخت را تخته ای هست پیش.نظامی. گهی خوردن میی چون خون بدخواه گهی تکیه زدن بر مسند ماه.نظامی. خیال بسته و بر باد عمر تکیه زده به پنج روز که در عیش و در تماشائی. سعدی. بر بالش دیبا تکیه زده. (گلستان). تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی.حافظ. زند چون تکیه بر بالین ز من افسانه می خواهد به این تقریب احوال دل دیوانه می پرسد. شفائی (از آنندراج). || اعتماد کردن : بر هیچ دوست تکیه مزن کو به عاقبت دشمن نماید و نبرد دوستی به سر.خاقانی. نفس که نفس بر او تکیه می زند باد است به وقت مرگ بداند که باد می پیمود.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «تکیه زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید