معنی تکیهجای
5 بازدید
[ تَ یَ / یِ ] (اِ مرکب) محل آسایش و پناهگاه و ملجأ. (ناظم الاطباء). تکیه گاه. (آنندراج): برون از جهان تکیه جایی طلب کن ورای خرد پیشوایی طلب کن.خاقانی. چو آن یاوری نیست در دست و پای که در مهد مینو کنم تکیه جای.نظامی. خستگان را به مژدهٔ صحت تکیه و تکیه جا فرستادی.عرفی (از آنندراج). رجوع به تکیه گاه شود.
کلمات همقافیه با «تکیهجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر