معنی تکینآباد
5 بازدید
[ تَ ] (اِخ) تکیناباد از اقلیم سیم است... شهری وسط است و هوایش به گرمی مایل و آبش از جبالی که در آن حدود است. میوه فراوان باشد. (نزهة القلوب چ گای لیسترانج ج ۳ ص ۱۴۳). تکیناباد (تکین آباد) که تکناباد مخففاً نیز گویند شهری بوده است از اعاظم بلاد بست... واقع در حدود شرقی سیستان قدیم و در افغانستان حالیه، تقریباً در ۱۶فرسخی جنوب شرقی قندهار و ذکر این شهر در تاریخ غزنویه و غوریه بسیار می آید... (حاشیهٔ تاریخ جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۳ ص ۱۹۴): و نماز خفتن را سوی تکیناباد رفتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۷). فرمود سلطان تا جواب نامهٔ تکیناباد بازنبشتند. (تاریخ بیهقی ایضاً). از تکیناباد پیش امیر مسعود بسوی هرات رفت. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۵۰). یمین ملک بر عقب ایشان می رفت تا بست و از آنجا مغولان بر سمت هرات و خراسان برفتند. (تاریخ جهانگشای ج ۳ ص ۱۹۴). و رجوع به تکناباد شود.
کلمات همقافیه با «تکینآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر