معنی تکنیص
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بینی جنبانیدن به فسوس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): کنصت الشیاطین لسلیمان استهزاء. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تکنیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر