معنی تکمیل دادن
6 بازدید
[ تَ دَ ] (مص مرکب) کامل کردن. کمال دادن. به حد تمامی و نیکویی رسانیدن : سایه ای کز مدد مد سوادش داده ست دست کحال قضا دیدهٔ دین را تکمیل. انوری. رجوع به تکمیل شود.
کلمات همقافیه با «تکمیل دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر