معنی تکمی
5 بازدید
[ تَ کَ مْ می ] (ع مص) پوشیده شدن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). || پنهان شدن در سلاح. (زوزنی). || پوشیده و پنهان داشتن و تازه کردن پیمان را. || فراگرفتن فتنه همه را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) || آهنگ کردن فلان، فلان را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تکمی العسکر. (مجهولاً) کشته شدن دلاوران لشکر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تکمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر