معنی تکلیفکش
5 بازدید
[ تَ کَ / کِ ] (نف مرکب) زحمت کش. فرمانبردار. که رنج و سختی تحمل کند. که زحمت کشد و رنج برد: بدهم این زر را بدین تکلیف کش تا دو سه روزی شود از قوت خوش.مولوی. رجوع به تکلیف و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تکلیفکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر