معنی تکلان
6 بازدید
[ تُ ] (ع اِ) عجزنمایی و کارسپردگی بر دیگری. اسم است توکل را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اعتماد و توکل. (غیاث اللغات) (آنندراج). اسم است از اتکال بمعنی اعتماد و تفویض. (از اقرب الموارد): و هو المستعان و علیه التکلان. (گلستان). رجوع به اتکال و توکل شود.
کلمات همقافیه با «تکلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر