معنی تکلام
8 بازدید
[ تِ کِ لْ لا ] (ع مص) سخن گفتن: تکلم کلمة بکلمة تکلماً و تکلاماً؛ سخن گفت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تَ / تَ کَ لْ لا ] (ع ص) مرد نیکوسخن فصیح کلام. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تکلامة شود.
کلمات همقافیه با «تکلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر