معنی تکلئة
8 بازدید
[ تَ لِ ءَ ] (ع مص) بیعانه گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). || بکرانه رسانیدن کشتی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نزدیک گردانیدن کشتی را به کرانهٔ رود. (از اقرب الموارد). || بستن کشتی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بجای آمدن که باد کم گذرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بند کردن و بازداشتن. || پیش آمدن و نگریستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). به همهٔ معانی رجوع به تکلیی ء شود.
کلمات همقافیه با «تکلئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر