معنی تکفیل
9 بازدید
[ تَ ] (ع مص) پایندانی فرا کسی دادن. (تاج المصادر بیهقی). کسی را پذیرفتاری کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). پذیرفتاری دادن و پذیرانیدن و تیمارداری کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تکفل شود.
کلمات همقافیه با «تکفیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر