معنی تکعیب
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) نارپستان شدن. (تاج المصادر بیهقی). نو برآمدن و بلند شدن پستان دختر و نارپستان شدن آن. (منتهی الارب). نارپستان شدن و بلند شدن پستان دختر. (آنندراج). برآمدن پستان دختر. (از اقرب الموارد). || چهارگوشه ساختن چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || تکعیب مکعب کردن است. چون عدد را بمثل خویش زنی و آنچه گرد آید هم بدو زنی مکعب کرده آید. چون ۳ که اندر ۳ زنی، ۹ شود و این مال است، چون او را به ۳ زنی بیست وهفت آید، این مکعب است. (التفهیم بیرونی چ جلال همایی ص ۴۳). و رجوع به تضلیع شود. || پر کردن چیزی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تکعیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر