معنی تکظکظ
7 بازدید
[ تَ کَ کُ ] (ع مص) به اندازهٔ پری شکم خوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || راست نشستن وقت طعام خوردن، یقال: فلان یتکظکظ عند الاکل؛ ای ینتصب قاعداً کلما امتلا بطنه واکتظ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تکظکظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کظ» برای سرودن شعر