معنی تکشیف
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) آشکارا کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برهنه نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || اکراه کردن کسی را به اظهار امری. (از اقرب الموارد). به ستم برهنه و آشکارا کنانیدن، یقال: کشفتهُ عن کذا؛ ای اکرهتهُ علی اظهاره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تکشیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر