معنی تکسر
7 بازدید
[ تَ کَ سْ سُ ] (ع مص) خرد و مرد شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). شکسته شدن. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نزد اطباء عبارت است از حالی که انسان در آن حالت احساس سرما و لرزیدن و نیازمندی به گرم شدن کند در پوست و عضلات بدن. (از بحر الجواهر از کشاف اصطلاحات الفنون): و اگر کسی را اندر زمستان بسبب فصد ناکردن تکسری اندر تن پدید آید فصد باید کردن لکن خون اندکی بیرون باید کردن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). روز ششم اندرین روز بحرانها نیک نادر بود و اگر اتفاق افتد که بحران نیک باشد با رنج و خطر باشد و تکسر افتد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «تکسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر