معنی تکریه
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) دشمن گردانیدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). دشمن داشتن. (دهار). ضد تحبیب. (از اقرب الموارد). || ناخواست و ناپسند کردن چیزی بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تکریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر