معنی تکریم
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بسیارآب گردیدن ابر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گرامی داشتن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). نیک گرامی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تنزیه کردن از معایب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تنزیه و تعظیم. (اقرب الموارد). || کریم گفتن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || فرزند کریم زادن. (آنندراج). || (اِ) تعظیم و توقیر و حرمت و احترام و تحیت و تسلیم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تکریم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر