معنی تکرمش
6 بازدید
[ تَ کَ مُ ] (ع مص) تشنج. (تاج العروس) (ذیل اقرب الموارد). در شواهد زیر از ترجمهٔ محاسن اصفهان این کلمه بی آنکه در متن عربی آن آمده باشد بمعنی مغازله. ملاعبه. نوازشهای عاشقانه، بکار رفته است : او را [شیرین را] مخفی به اصفهان آورد و بکرات، [پرویز] بنا شناخت بر سبیل امتحان با او تکرمش ساخت و عشق باخت. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۶۷). همینکه مرد با او تکرمش و تجمش آغاز کرد زن برفور گفت... (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۱۲).
کلمات همقافیه با «تکرمش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مش» برای سرودن شعر