معنی تکرر
7 بازدید
[ تَ کَ رْ رُ ] (ع مص) مکرر شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). مکرر گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دودله شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تکرر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رر» برای سرودن شعر