معنی تکاوس
4 بازدید
[ تَ وُ ] (ع مص) تو بر تو شدن گوشت. || بسیار برهم نشستن گیاه و علف. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): تکاوس النبت التف. (المعرب جوالیقی ص ۲۸۸).
کلمات همقافیه با «تکاوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر