معنی تکالیف
8 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تکلیف. تکلیف ها و دشواریها و سختی ها و ناهمواریها و آزمایشها. || رسوم. || باج و خراج. (ناظم الاطباء). رجوع به تکلیف شود.
کلمات همقافیه با «تکالیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر