معنی تکاثر
6 بازدید
[ تَ ثُ ] (ع مص) با یکدیگر نبرد کردن به بسیاری مال و قوم و فخر کردن. (منتهی الارب) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). باهم به بسیاری نورد کردن بمال. (زوزنی). با یکدیگر نبرد کردن. (دهار). نبرد در بسیاری، یعنی گفتن یا نمودن که من بیش از تو دارم. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (اِمص) بسیاری و افزونی. (غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء): موسم تقاطر اقطار و تکاثر امطار بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). به حقوق اسلاف و توقر بر شرایط عبودیت و تشمر برای لوازم خدمت و تکاثر به اقارب و موالی خویش توسل ساخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و از تکاثر صولات جیب فلک اعلی چاک. (جهانگشای جوینی).[ تَ ثُ ] (اِخ) سورهٔ صدودومین از قرآن کریم. مکیه و آن هشت آیت است، پس از قارعه و پیش از عصر و آغاز آن: الهیکم التکاثر حتی زرتم المقابر.
کلمات همقافیه با «تکاثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر