معنی تپاندن
9 بازدید
[ تَ دَ ] (مص) طپاندن. چیزی را بزور در ظرفی جادادن. (فرهنگ نظام). مصدر منحوت از تَپمَک ترکی. بفشار جای دادن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || بسیار خوردن. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «تپاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر