معنی توکل کردن

معنی توکل کردن

6 بازدید
[ تَ وَکْ کُ کَ دَ ] (مص مرکب) واگذاشتن به خدا و پناوه به خدا کردن. (ناظم الاطباء): توکل کردن به خدا؛ تفویض کردن، یله کردن، رها کردن، واگذاشتن به او تعالی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): ایزدتعالی بندگان را که راست باشند و توکل بر وی کنند... ضایع نماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۵). گر توکل می کنی در کار کن کسب کن پس تکیه بر جبار کن.مولوی. در حذر شوریدن شور و شر است رو توکل کن توکل بهتر است.مولوی. رو توکل کن تو با کسب ای عمو جهد می کن کسب می کن مو به مو.مولوی. و کار به خدا واگذارد و به او توکل کند. (مجالس سعدی ص ۶۲). افعال خلق چون به خطا منتهی شود؟ در کارها توکل اگر بر خدا کنند. تأثیر (از آنندراج). رجوع به توکل شود.

کلمات هم‌قافیه با «توکل کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید