معنی توپ انداختن
6 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) گشاد دادن توپ. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). شلیک کردن توپ. (فرهنگ فارسی معین). پرتاب کردن گلوله از توپ. آتش کردن توپ. انداختن گلوله را در جنگ یا برآوردن صدای مهیب، اِخبار یا ارعاب مردم را. || پرتاب کردن گوی در بازی. رجوع به توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «توپ انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر