معنی توپال
5 بازدید
(اِ) ریزهٔ زر و سیم و مس و امثال آن باشد و آنرا براده نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی). همان توبال به بای موحده است. (برهان) (آنندراج). ریزه های زر و سیم و آهن و مس. توبال. (ناظم الاطباء). اما در قاموس بالضم و بای تازی، ریزهٔ مس و آهن که در وقت کوفتن جدا شود و بنابراین عربی خواهد بود یا معرب کرده اند. (فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «توپال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر