معنی توهم کردن
6 بازدید
[ تَ وَهْ هُ کَ دَ ] (مص مرکب) پنداشتن. گمان بردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). گمان کردن و پنداشتن. (ناظم الاطباء). رجوع به توهم شود.
کلمات همقافیه با «توهم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر