معنی توهر
7 بازدید
[ تَ وَهْ هُ ] (ع مص) گذشتن بیشتر از شب و بیشتر از زمستان. || فرودریدن ریگ. || مضطر کردن کسی را در سخن به چیزی که متحیر بماند در آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر