معنی تولی کردن
5 بازدید
[ تَ وَلْ لی کَ دَ ] (مص مرکب) دوستی کردن. روی آوردن. خلاف تبری کردن : پس از رسول تولی مکن به هیچ کسی مگر به آل رسول مطهر اخیار.ناصرخسرو. کیسانیان از باقی شیعه جدا شدند و به محمد حنفیه تولی کردند. (جهانگشای جوینی). مولی کسانی اند که ما را دوست دارند و به ما تولی کرده اند و علج کسانی اند که از ما تبرا کرده اند. (تاریخ قم ص ۲۰۷). رجوع به تولی شود.
کلمات همقافیه با «تولی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر