معنی تولیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) از: «تول» +«یدن» پسوند مصدری. (حاشیهٔ برهان چ معین). رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن. (برهان) (از ناظم الاطباء). رمیدن. (غیاث اللغات) (آنندراج): سخت می تولی ز تربیعات آن وز وبال و کینه و آفات آن.مولوی. رجوع به تول و فاتولیدن شود.[ تَ / تُو دَ ] (مص) بانگ زدن و به آواز بلند خواندن کسی را. (ناظم الاطباء).[ دَ / تَ / تُو دَ ] (مص) خلیدن و با تیر زخم کردن. (ناظم الاطباء).[ دَ / تَ / تُو دَ ] (مص) خلیدن و با تیر زخم کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تولیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر