معنی تولک کرده
6 بازدید
[ لَ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) کریزکرده. کریزی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تولک و دیگر ترکیبهای آن و تولکی شود.
کلمات همقافیه با «تولک کرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر