معنی تولک
6 بازدید
[ لَ ] صلی الله علیه و آله و سلم باذکاوت و زیرک و هوشمند و بافراست و جلد چابک. (ناظم الاطباء). زیرک. چابک. || پرریخته. (فرهنگ فارسی معین). کریزکرده و پرریخته. (ناظم الاطباء). کریز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به کریز و تولک کردن شود.
کلمات همقافیه با «تولک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر