معنی توقی کردن
6 بازدید
[ تَ وَقْ قی کَ دَ ] (مص مرکب) حذر کردن. پرهیز کردن. اجتناب کردن : بر این موجبات بر مداومت اقداح توفر می نمود و از قداح مدام توقی نمی کرد. (جهانگشای جوینی). رجوع به توقی و توقی جستن شود.
کلمات همقافیه با «توقی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر