معنی توقیت
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) وقت نهادن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (دهار). وقت نمودن. (آنندراج). هنگام، پیدا کردن. یقال: وقته لیوم کذا؛ مثل اجلته. وقت موقت نعت است از آن و قری قوله تعالی {/Bوَ إِذَا اَلرُّسُلُ أُقِّتَتْ ۱-۴۷۷:۱۱/} (قرآن ۷۷ / ۱۱) (مشددة و مخففة) و اقتت بالهمزه کما فی وجوه اجوه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). وقت پدید کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || در اصطلاح محدثین، وقت معین و معلوم کردن ظهور امام دوازدهم را، و آن منهی عنه است. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «توقیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر