معنی توقرالدواعی
6 بازدید
[ تَ وَقْ قُ رُدْ دَ ] (ع اِ مرکب) به اصطلاح، شاعر چیزی را ذکر کند و برای اثبات آن اسباب و مواد فراهم آرد مثال از صائب: شوخ و میخواره و شبگرد و غزلخوان شده ای چشم بد دور که سرفتنهٔ دوران شده ای. (مطلع السعدین از آنندراج).
کلمات همقافیه با «توقرالدواعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر