معنی توقان
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) آرزو خاستن. (تاج المصادر بیهقی). آرزوی ساختن. (زوزنی). آرزومندی و غلبهٔ شهوت. (غیاث اللغات): الشهوة، توقان النفس الی الامور المستلذة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به توق شود.
کلمات همقافیه با «توقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر