معنی توفیل

معنی توفیل

5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) افزودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). افزودن و بازکردن پوست را نیز گفته اند. (از اقرب الموارد). || (اِ) گیاهی است که مرو نامندش. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). گیاهی که به پارسی مرو گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به مرو شود.
(اِخ) به ضبط مرحوم دهخدا: تئوفیل . امپراتور روم شرقی (۸۲۹-۸۴۲ م.) است. وی در اجرای عدالت سختگیر و بی رحم و در فنون نظامی سرداری بلندپایه بود. او در توسعهٔ امپراتوری روم شرقی اقداماتی کرد. (از لاروس). در سنهٔ ۲۲۳ هـ . ق. با مسلمین جنگ کرد به زمان معتصم عباسی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تئوفیل و ثئوفیل و مجمل التواریخ ص ۱۳۷ شود.

کلمات هم‌قافیه با «توفیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید