معنی توفق
5 بازدید
[ تَ وَفْ فُ ] (ع مص) دست یافتن بر کاری. یقال: لایتوفق عبد الاّ بتوفیق اللََّه تعالی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).[ تَ فَ ] (ع اِ) اتیتک لتوفق الهلال؛ آمدم ترا هنگام برآمدن هلال. (ناظم الاطباء). رجوع به توفاق شود.
کلمات همقافیه با «توفق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر