معنی توفان
8 بازدید
(اِ) شور و غوغا و فریاد و صدا و غلغله ای که از ازدحام مردم و یا جانوران درافتد و غرش و خروش دریا و تندباد و باد شدید و طوفان. (ناظم الاطباء). بعضی طوفان را معرب توفان دانسته اند که در قاموس گفته باران سخت و آب که از زمین برآید و هر چیز که غالب و سیار باشد و همه را فروگیرد. در این صورت طوفان بادی نیز ممکن است چنانکه بعضی منجمین در بعضی اوقات حکم کرده اند. (انجمن آرا و آنندراج، در ذیل توف). ... نعت فاعلی از توفیدن به معنی فریادکننده. غران. ولی طوفان عربی از ریشهٔ دیگری است. رجوع به طوفان و لغات دخیلهٔ قرآن تألیف جفری شود. (حاشیهٔ برهان چ معین).(اِخ) دوست وامق بود که با او بگریخت. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۹۹) (از برهان) (اوبهی) (آنندراج) (از ناظم الاطباء): یکی دوستش بود توفان به نام بسی آزموده به ناکام و کام. عنصری (از لغت فرس اسدی ایضاً).(اِخ) (... غاصب) پنجمین از امرای برار پس از برهان عمادشاهی. مدت حکومت از سال ۹۷۰ تا ۹۷۶ هـ . ق. بوده است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تاریخ طبقات سلاطین اسلام شود.
کلمات همقافیه با «توفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر